نقش چاکراها

هفت مرکز غده ای در بدن وجود دارد که آن ها را چاکرا می نامند. این مراکز غده ای در امتداد نصف النهار اصلی که محل ذخیره انرژی است، مانند مبدل ها عمل می کنند. هرگاه تغییری در قطبیت یک ارگان واقع شود، تغییری هم در مراکز انرژی یایی چاکرایی ایجاد می گردد. چاکراها کار تغییر و تبدیل انرژی های قطبی را بر عهده دارند و آنها را به گونه ای مثبت هدایت می کنند. بدین ترتیب هر یک از مراکز چاکرایی تبدیل به یک خازن الکترومغناطیسی یا بانک اطلاعاتی می گردد که اطلاعات مربوط به ماهیت و نوع تغییرات قطبی (الکتریکی) را در خود ذخیره می کند. گاهی اوقات یک حادثه عاطفی می تواند گذشته را بازسازی کرده و یا باعث تجربه دوباره آن شود. با فعال سازی مراکزی که از طریق تغییرات الکترومغناطیسی در ضمن درمان انجام می گیرد، انگاره ها و احساس ها، اغلب به طور ناگهانی آزاد می گردند.

مراکز چاکرایی، به مثابه بانک های حافظه بدن/ ذهن- در ابتدا به نظر می رسد که یک نقطه ضعف فیزیکی و روانشناختی باشد. به علت وجود آنها است که ظاهرا تحت تاثیر خاطرات عاطفی دیروز و امروز خود هستیم. این هفت مرکز چاکرایی ظاهرا هفت بخش مکمل شکنجه می باشند، که قادرند ما را پیوسته در حالت استرس الکتروشیمیایی نگه دارند. چرا می بایست ما دچار چنین مکانیزم هایی باشیم که جنبه تردیدآمیز دارند؟ شاید لازم است که اساسی ترین و قدیمی ترین جنبه های وجودی خویش را به مثابه موودات انسانی درک کنیم تا بتوانیم چگونگی نقش آن ها را در روند تکامل خویش بفهمیم.

قدیمی ترین زیست کیهان شناسی توضیح می دهد که موجودات انسانی به مثابه یک وجود نه تنها در سیاره ای سه بعدی و فیزیکی زندگی کرده اند، بلکه به مثابه موجودات پیچیده ای با چندین بدن مادی و هم غیرمادی نیز هستند. بدن های غیرمادی ابزار تکامل و توسعه سطوحی غیر از سطوح صرفا مادی می باشند. در این سامانه ها، هفت مرکز غده ای (چاکراها) به مثابه یک شبکه ارتباطی بین بدن فیزیکی و قرینه های لطیف تر آن، انجام وظیفه می کنند.

 

 

ارسال دیدگاه

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *